شنبه 27 مرداد1386

... سايه ئی روی سايه ئی خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه ئی لغزيد
بوسه ئی شعله زد ميان دو لب....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 5:16 توسط : مستوره
جمعه 26 مرداد1386
....
۲۱:۳۰ .....۰۰:۴۵
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:42 توسط : مستوره
چهارشنبه 24 مرداد1386
....
وقتی تقدیر من
عمری بی تو زیستن است
بی گاه ترین بهانه ام
تنها
گریستن است
....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:48 توسط : مستوره
چهارشنبه 24 مرداد1386
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:23 توسط : مستوره
سه شنبه 23 مرداد1386
...
کفش هایت را از چشمانم قایم کن
که دیدنشان برای من چه عجیب لحظه ی رفتن ات را در ذهنم مصور می کند
و من در اندوه آن که بی تو با تنهایی چه کنم تمام شور لحظات با تو بودن را ساده از کف می دهم . ...
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:59 توسط : مستوره
دوشنبه 22 مرداد1386
... می رهم از خویش می مانم ز خویش...
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:37 توسط : مستوره
دوشنبه 15 مرداد1386
....ایمان بیاوریم
ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ویرانه های باغهای تخیل....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:8 توسط : مستوره
جمعه 12 مرداد1386
...
....جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز جایش را پر نخواهد کرد .......
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:31 توسط : مستوره
جمعه 12 مرداد1386

به یاد آرزوهایی که میمیرند
سکوتی می کنم
سنگین تر از فریاد
....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 14:53 توسط : مستوره
سه شنبه 9 مرداد1386
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 2:55 توسط : مستوره
شنبه 6 مرداد1386
من ندانم که کیم !
من فقط می دانم
که تویی٬
شاه بیت غزل زندگیم...
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:30 توسط : مستوره
شنبه 6 مرداد1386
اگه گندم پوست تنم بود ....
اونکه بادستاش منو میکاشت پدرم بود...
ریشه رو تو خاک اگه میذاشت پدرم بود....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 18:42 توسط : مستوره
سه شنبه 2 مرداد1386

....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 17:16 توسط : مستوره