
تولدت مبارک....
ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:15 توسط : مستوره
...
در من غم بيهودگيها مي زند موج
در تو غرور از توان من فزونتر
در من نيازي مي كشد پيوسته فرياد
در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر
***
اي كاش در خاطر گل مهرت نمي رست
اي كاش در من آرزويت جان نمي يافت
اي كاش دست روز و شب با تار و پودش
از هر فريبي رشته عمرم نمي بافت
...
...
کاش تپش های قلبم را می شنیدی
که انتظار را می شمارند....
بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه میزد ناله بر لبهای من
دردلم از وحشت بیگانگی
خنده میزد لاله دیوانگی
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود...
...آتش گرفته اما از همان روز اول
و دارم با افتخار تمام
توی دریای دستهای سوخته
سقوط می کنم....
... چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا اتش عشق تو خاکستر کرد....
پلکهایم را می بندم ...
تا خواب را باور کنم ...